
خـوآبَـم نِمے بَـرَد
بِـﮧ هَمـﮧ چـیز فِکـر کَـرבه اَم
بیشـتَر بِـﮧ تـو
وَ مـے בآنَـم کِـﮧ خوابـے
وَ قَبل اَز بَستـﮧ شُـבَن چَشـم هآیَـتـ
بِـﮧ هَمـﮧ چیـز فِکـر کَرבِه اے
جُـز مَـن
به همه افرادی که قادر به نویسندگی و مدیریت در محتوی هستند اعلام همکاری می نماییم
در زمینه های :
نویسندگی مطالب (عاشقانه)
مدیرت انجمن
پلیس چت روم
در ضمن در سایت سرگرمی اگر نویسنده ای تعداد پست به بالای 200 برسد دارای موضوع اختصاصی خود به هر اندازه که احتیاج دارد زیر موضوع داده میشود .
قوانین:
حفظ حقوق بین کاربران
رعایت به طور کامل قوانین جمهوری اسلامی ایران
از همه مهتر حفظ و احترام به حریم خصوصی افراد
برچسب:
نویسنده: fun
خداوندا کسی هست در همین نزدیکی که به من از خویش نزدیکتر است. .


برچسب:
نویسنده: fun

برچسب:
نویسنده: fun

پروانه احساسم در دام عنکبوتی افتاد ٬
که عنکبوتش سیر است ٬
نه میتواند پرواز کند ٬
نه میتواند بمیرد . . .

آهای غریبه.......!
کنارش میشینی و فقط با چند آیه قرآن محرمشمیشوی!
و من.....
و من آشنا با یک دنیا عشق و حسرت
هنوز به او نامحرمم...
آهای زمستان !
حواست باشد...
که دور تو وتمام شاعرانه ها را خط خواهم کشید...!
اگر باآمدنت او حتی یک "سرفه " کند

برچسب:
نویسنده: fun

بودنت را دوست دارم
وقتی مرا دربرمیگیری
و به آغوشت سفت مرا می فشاری
و وادارم میکنی که به هیجکس فکر نکنم
...............................................................................................................................



برچسب:
نویسنده: fun
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین
سلام دوستان
فرارسیدن ماه محرم را به همه شما تسلیت
عرض میکنم
به خدا سوگند بلا و تنگدستی و کشتار و شهادت به کسی که ما را دوست دارد،
آنچنان با شتاب می رسد که از ضربه چارپای سرکش و از فرو افتادن سیل در دره ها،
شتابنده تر است.
امام حسین (ع)
.
.
.
اى که دل ها همه از داغ غمت غمگین است
وى که از خون تو صحراى بلا رنگین است
نرود یاد لب تشنه ات از خاطره ها
هر که را مى نگرم از غم تو غمگین است . . .






برچسب:
نویسنده: fun

صدام کن
اگه چشمات پر از اشک شد و دنبال یه شونه می گشتی که گریه کنی
صدام کن
بهت قول نمیدم که ساکتت کنم منم پابه پات گریه می کنم
صدام کن
اگه دنبال مجسمه سکوت می گشتی تا سرش داد بزنی
صدام کن
قول میدم ساکت بمونم
صدام کن
اگه دنبال یه همدرد گشتی تا باهات همراهی کنه
صدام کن
من همیشه همراه توام
صدام کن
اگه ........
نه دیگه دنبال بهونه نگرد که صدام کنی
فقط صدام کن
صدام کن
...............................................................................................................
آخرین حرف تو چیست ؟
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض
صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض
یک طرف خاطره ها !
یک طرف پنجره ها !
در همه آوازها! حرف آخر زیباست
آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم ؟
حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست . . .

برچسب:
نویسنده: fun
شبانگاهان در حاليكه به نقطه اي زل زده ام
به تو فكر ميكنم
به جذبه نگاهت
لحظه اي خود را غافل از تو نمي بينم
لبانم براي معصوميت چشمانت ترانه مي سرايد
در دل غم عجيبي حس ميكنم
هرچه ميكنم نمي توانم بنويسم
آخر، نگاهم نگاهت را كم دارد...!
برچسب:
نویسنده: fun
عاشقم عاشق اون بالاسری
اونکه تنها باما پرید
و هرزگی نکرد واسه منی که
بندگی نکردp>
برچسب:
نویسنده: fun

برچسب:
نویسنده: fun

برچسب:
نویسنده: fun

برچسب:
نویسنده: fun

برچسب:
نویسنده: fun

برچسب:
نویسنده: fun

برچسب:
نویسنده: fun

برچسب:
نویسنده: fun

برچسب:
نویسنده: fun

برچسب:
نویسنده: fun
نگران نباش من آنقدر امروز
و فرداهای نیامدن را دیده ام
که دیگر هیچ وعده ی
بی سرانجامی خواب و خیال آرزویم
را آشفته نمی کند!
حالا یاد گرفته ام که فراموشی
دوای درد همه ی
نیامدن ها و نداشتن ها و نخواستن هاست.
یاد گرفته ام که از هیچ
لبخندی خیال دوست داشتن به سرم نزند ...
یاد گرفته ام که بشنوم:
تا فردا ..
و به روی خودم نیاورم که فرداها هیچ وقت نمی آیند
برچسب:
نویسنده: fun

داشتم از غصه ها برایش می گفتم
فکر کرد قصه است
خوابش برد ...
برچسب:
نویسنده: fun
فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد، روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت: اگر تو خدا هستی پس این خوشه انگور را به طلا تبدیل کن.
فرعون یک روز از او فرصت خواست، شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد که ناگهان درب خوابگاهش به صدا در آمد.
فرعون گفت: کیستی؟ ناگهان دید که شیطان وارد شد.
شیطان گفت: خاک بر سر خدایی که نمی داند پشت در کیست! وردی بر خوشه های انگور خواند و آنها را به طلا تبدیل کرد.
سپس خطاب به فرعون گفت: من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم، تو با آن همه حقارت ادعای خدایی میکنی؟!
برچسب:
نویسنده: fun
وقتی کسی بهت گفت بدون تو نمی تونم زندگی کنم
یعنی
به نبودنت هم فکر کرده ................................
برچسب:
نویسنده: fun
او
راحت از من گذشت
اگر خدا هم راحت از او بگذرد
قیامت را font>من به پا می کنم
برچسب:
نویسنده: fun
گاهی
دلگرمی یک دوست
معجزه ای می کند که گویی خدا روی زمین کنار توست p>
برچسب:
نویسنده: fun
...................... آره امروز دیدمش..................................
امروز اشکهاشو دیدم...................... ولی نتونستم پاکشون کنم آخه.........................................
امروز تو چشام نگاه کرد.................. ولی نتونستم تو چشماش نگاه کنم آخه..............................
امروز دیوونگیشو دیدم .................... ولی نتونستم دیوونش بشم آخه........................................
امروز دوست داشتنشو دیدم .......... ولی نتونستم بهش بگم دوستش دارم آخه...........................
امروز آغوشش کنارم بود ................. ولی نتونستم گرماشو حس کنم آخه....................................
...................آخه قول داده بودم بهش نگم کنارم بمون.......................

برچسب:
نویسنده: fun
شدم فاحشه ی دست روزگار ...
دنیا تجاوز می کند ...
عشق تجاوز می کند ...
بد بختی تجاوز می کند ...
بزرگان تجاوز می کنند ...
آنکه قدرت دارد تجاوز می کند ...
و من حامله ی فرزندی هستم به نام عقده !
بترسید از روزی که بچه ام به دنیا بیاید ... !

برچسب:
نویسنده: fun
من کی ام؟
کسی میدونه؟
من همون دیوونه ام که هیچوقت عوض نمیشه;
همونی که همه باهاش خوشحالن, اما کسی باهاش نمیمونه
همونی که هق هق همه رو به جون دل گوش میده, اما خودش بغضاشو زیر بالش
میترکونه;
همونی که همه فکر میکنن س خ ت ه ... س ن گ ه... اما با هر تلنگر میشکنه...
همونی که مواظبه کسی ناراحت نشه, اما همه ناراحتش میکنن
همونی که تکیه گاه خوبیه, اما واسش تکیه گاهی نیست
همونی که کلی حرف داره, اما همیشه ساکته...
آره, من همونم...

برچسب:
نویسنده: fun
وقــتـے هـمـه چـیـز
واسـت مـے شـه سـوال
وقــتـے تـوے تـکـرار صـحـنـه هـا
اسـیـر مـے شـے
وقــتـے انـقـدر خـسـتـه مـے شـے
کـه حـتے از فـکـر کـردن بــه
فـکـر کـردن بـیــزار مـے شـے
وقــتـے کـسـے نـیـسـت کــه
بــفـهـمــه چـے مـے گــے
وقــتـے مـطـمـئـنــے اونـے کــه
امـروز مــے آد فــردا مـیــره
وقــتـے مــجـبـورے خـودتــو گـول بــزنــے
وقــتـے دیــگــه شـهـامـت نــدارے
وقــتـے مـے دونـے هـمـه چـیــز و
هـمـه کــَس دروغــه
وقــتـے مـے فــهــمـــے کــه
نـبــایـد مـے فــهــمــیــدے
وقــتـے از روزگـار یــاد مـے گــیــرے
کـه بــایـد سـوخـت و ساخـت
وقـتـے مـے خـنــدے بــا ایــنـکـه
کـارت از گــریـه گـذشـتــه
وقـتـے مـنــتـظـر یــه اتـفـاقـے
کـه هـیــچ وقــت نــمـے افــتـه
وقــتــے نـبــایــد اونــے باشـے
کــه هــستــے
وقـتـے بــه خــاطـر صـداقـتــت
مــحـکـوم مــے شــے
وقــتــے مـحـکـوم مـے شــے
بــه سـنـگــ بودن بــا وجـود
اون هـمـه احـسـاس
وقــتــے دنـبــال راه فـرارے
حـتـے از خــودت
وقــتــے هـمـه ے آرزو هـات
یــه سـراب و بــس
وقــتـے از شـکـسـتـن غـرورت
خـوشـحال مــے شـن
وقــتــے حـرفـاتــو فـقـط دیــوار مـے فـهـمـه
مــیـشـے الـــان " مــَـלּ " . . .

برچسب:
نویسنده: fun

برچسب:
نویسنده: fun